تبليغاتX
حوزه سید الشهدا علیه السلام

حوزه سید الشهدا علیه السلام

رحلت پیامبر اکرم (ص) و امام حسن مجبتی(ع)

رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجبتی(ع) بر عموم

مسلمانان و شیعیان  تسلیت باد.

 

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

" فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابي‌‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام."

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من  درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم
 ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد که به هلاکت مي رسيد."

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش  به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند  و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. "

پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه  انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد.

فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع)  خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

"علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."

سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد. 

جلوه هايي از حقيقت وجودي نبي اکرم (ص) در قرآن کريم
از عايشه پرسيدند: اخلاق پيامبر چگونه بود؟ پاسخ داد: �خلق و خوي پيامبر(ص)، قرآن بود.� شخصيت جامع و چند بعدي پيامبر اسلام و كمال و عظمت معرفتي، اخلاقي و وجودي آن بزرگوار، قرآن مجسم و ناطق است كه به عنوان نماد مطلق و تام �انسان كامل� در ميان آدميان، حجت و الگويي ماندگار مي باشد.
اگر قرآن كريم، كلام تشريعي حضرت حق است، پيامبر اكرم (ص) كلمه الله الاعظم و كلام تكويني خدا است. اگر قرآن كتابي است با حقايق جاودانه و هميشگي، پيامبر اكرم (ص) نيز حقيقتي عيني و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لايه هاي معنايي و مصداقي عميق و گسترده اي دارد كه تلاش براي كشف آن حقايق بايد استمرار داشته باشد، پيامبر اكرم (ص) نيز ذخيره اي تمام نشدني و حقيقتي است عيني و انساني، كه شناخت ابعاد مختلف شخصيت ايشان و دستيابي به عمق سيره، سلوك و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادي مستمر نيازمند است. اگر نياز بشريت به قرآن هرگز پايان نمي يابد و تكامل علمي و اجتماعي انسان، نياز او را به حقايق قرآن كريم نه تنها كاهش نمي دهد كه روزافزون مي سازد، نياز انسان امروز و فردا به پيامبر اكرم(ص) و درس ها و آموزه هاي ايشان پايان ناپذير است و اگر اسلام خاتم اديان و قرآن خاتم كتب آسماني است، پيامبر اكرم (ص) خاتم النبياء و قله رفيع كمال انساني است. او خليفه الله الاعظم و واسطه ابدي نزول فيض الهي است كه: �و ما ارسلناك الا رحمه للعالمين�. قرآن كريم نسخه مكتوب حقيقت نور محمدي (ص) است و پيامبر اكرم (ص) آينه تمام نماي صفات حسناي حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.
پيامبر اكرم (ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: علي! كسي جز تو و من خدا را نشناخت و كسي جز خدا و تو مرا نشناخت و كسي جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق- جل و علا- در حد اعلايي كه براي غيرخدا ميسر است، جز براي كساني كه در كانون نور محمد (ص) و علي (ع) قرار دارند، امكان پذير نيست، چرا كه اين معرفت و شناخت معرفتي است شهودي و نه ذهني، معرفتي است متناسب با اوج كمال و تعالي شناسنده، نه مدرسه اي و استدلالي. از آن سو نيز معرفت تام نبي (ص) و وحي (ع) جز براي حضرت حق، براي كسي حاصل نمي شود، چرا كه ديگران همه فروتر از اين دو وجود مقدس- كه نور واحدي از منشأ واحدند- مي  باشند و دستيابي به معرفت تام آنان برايشان مقدور نخواهد بود. حضرت حق در قرآن كريم فراوان درباره پيامبر اكرم (ص) و معرفي ايشان سخن گفته است كه براي آشنايي با جايگاه عظيم نبي اكرم (ص) به اين آيات بايد مراجعه كرد: در قرآن كريم اطاعت خدا و پيامبر (ص) در كنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ايذاء پيامبر اكرم (ص) موجب عذاب دردناك و لعنت خداوند در دنيا و آخرت تلقي شده  و دوستي خداوند متعال مشروط به اطاعت از پيامبر اكرم (ص) گرديده است. خلق و خوي الهي پيامبر اكرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مايه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبير �وانك  لعلي خلق عظيم�، توصيف شده، تعبيري كه تنها درباره پيامبر به كار رفته است. پيامبر اكرم (ص) عامل رهايي و آزادي مردمان از زنجيرها و بندهاي سخت معرفي شده است.

بندهايي كه از سويي خرافات و عادات زشت و از سوي ديگر ستمگران و سلطه جويان بر فكر و انديشه و رفتار و حركت تعالي جويانه انسان ها ايجاد كرده اند. او �عبدخدا� معرفي شده است كه با عبوديت و بندگي ذات حق، به عالي ترين درجه عبوديت دست يافته و از همه تعلقات و وابستگي ها رها شده است. گستره فيض و لطف نبي اكرم نه تنها همه مردمان و آدميان كه عالميان را شامل شده و آن حضرت به عنوان �رحمه للعالمين� معرفي شده است.... اين توصيف ها گوشه اي از معرفي پيامبر (ص) در قرآن است كه مروري همراه با تأمل و درنگ در اين آيات و ديگر آيات، مي تواند آفاق و ابعاد شخصيت الهي نبي اكرم (ص) را براي ما روشن سازد.
علاوه بر اين، برخي سوره هاي قرآن كريم اساساً در شأن پيامبر اكرم (ص) است و اين غير از سوره هايي است كه به وجود مبارك آن حضرت تأويل شده است. �يس� كه قلب قرآن كريم است و سرچشمه هايي از معرفت و حكمت از آن جاري است، به پيامبر اكرم (ص) منسوب است. سوره 47 قرآن کريم به نام نامي آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد" (ص)، علاوه براين سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحريم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحي، سوره شرح (انشراح)، سوره تين، سوره علق، سوره قدر، سوره كوثر برخي از سوره هايي است كه ناظر به شأن و جايگاه عظيم و مرتبه رفيع آن حضرت در پيشگاه خداوند متعال است. هر كدام از اين سوره ها و آيات نوراني آن، مالامال از حرمت و لطفي است كه خالق متعال براي اين برترين بنده مقرب خود قائل است.

 

در اينجا وصيت نامه امام مجتبي عليه السلام را که خطاب به برادر خود امام حسين عليه السلام است را مي آوريم تا با گوش دل آخرين توصيه هاي امام خود را شنوا و سپس عامل باشيم.

 

و اين هم وصيتي است که از امالي شيخ(ره) نقل شده که به برادرش امام حسين(ع) فرمود:

" هذا ما اوصي به الحسن بن علي الي اخيه الحسين بن علي: اوصي انه يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريک له، و انه يعبده حق عبادته، لا شريک له في الملک، ولا ولي له من الذل، و انه خلق کل شيء فقدره تقديرا، و انه اولي من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوي، و من تاب اليه اهتدي.

فاني اوصيک يا حسين بمن خلفت من اهلي و ولدي و اهل بيتک ان تصفح عن مسيئهم، و تقبل من محسنهم، و تکون لهم خلفا و والدا، و ان تدفنني مع رسول الله صلي الله عليه و آله فاني احق به و ببيته، فان ابوا عليک فانشدک الله بالقرابة التي قرب الله عزوجل منک و الرحم الماسة من رسول الله صلي الله عليه و آله ان تهريق في محجمة من دم، حتي نلقي رسول الله صلي الله عليه و آله فنختصم اليه و نخبره بما کان من الناس الينا بعده" ثم قبض (ع) .(1)

" اين است آنچه وصيت مي کند بدان حسن بن علي به برادرش حسين بن علي: وصيت مي کند که گواهي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست که شريک ندارد، او پرستش مي کند او را بدان جهت که شايسته پرستش است، شريکي در سلطنت ندارد و سرپرستي از خواري براي او نيست، و براستي که هر چيزي را او آفريده و بخوبي و به طور کامل اندازه گيري آن را مقدر فرموده، و شايسته ترين معبود، و سزاوارترين کسي است که او را ستايش کنند، هر که فرمانبرداري او کند راه رشد را يافته، و هر کس که نافرمانيش کند به گمراهي و سرگشتگي افتاده و هر کس به سوي او بازگردد راهنمايي گشته است.

من تو را سفارش مي کنم اي حسين به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت که از بدکارشان درگذري، و از نيکوکارشان بپذيري، و براي آنها جانشيني و پدري مهربان باشي، و ديگر آنکه مرا کنار رسول خدا دفن کني که من به او و خانه او شايسته تر از ديگران هستم...

و اگر از اين کار مانع شدند و جلوگيري کردند، من تو را به حق قرابت و نزديکي که خدا براي تو قرار داده و قرابتي که با رسول خدا داري سوگندت مي دهم که اجازه ندهي در اين راه به خاطر من به اندازه خوني که از حجامت گرفته مي شود خون ريخته شود تا آنگاه که رسول خدا(ص) را ديدار کنيم و شکايت خود به نزد او بريم، و آنچه از اين مردم پس از وي بر سر ما رفته به او گزارش کنيم..."

اين را فرمود و از دنيا رفت، درود خدا بر او باد.

و در روايت شيخ مفيد(ره) اينگونه آمده که پس از جريان مسموم شدن خود فرمود:

" فاذا قضيت فغمضني و غسلني و کفني و احملني علي سريري الي قبر جدي رسول الله (ص) لا جدد به عهدا، ثم ردني الي قبر جدتي فاطمة بنت اسد رضي الله عنها فادفني هناک، و ستعلم يا ابن ام ان القوم يظنون انکم تريدون دفني عند رسول الله(ص) فيجلبون في ذلک، و يمنعونکم منه، و بالله اقسم عليک ان تهريق في امري محجمة دم". " چون من از دنيا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و کفن نما، و مرا در تابوت و به سوي قبر جدم رسول خدا(ص) ببر تا ديداري با او تازه کنم، سپس به سوي قبر جده ام فاطمة بنت اسد رضي الله عنها ببر و در آنجا دفنم کن، و زود است بداني اي برادر که مردم گمان کنند شما مي خواهيد مرا کنار رسول خدا(ص) به خاک بسپاريد، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيري کنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شيشه حجامتي خون ريخته شود."

 برگرفته از سایت www2.irna.ir

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 13:48  توسط یه بنده کوچک  | 

دهد فجر

                                           

فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به

قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام

 زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را

رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏های نبرد، «والفجر» می‏نویسند، ومادران

شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‏کنند..

خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان

پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. خوش آمدی که

 با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و

اخلاص، آب حیات شد..

خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش

کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای

انبیا. دم مسیحایی‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‏بپا

 کرد، غباری عظیم‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است..

*****

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران


اندیشه باور شد، در امتداد باران


بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت


بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران


و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد


بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

*****
برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز


بیگانه صفت، خانه خراب است امروز


هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد


از لطف خدا نقش بر آب است امروز




+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 8:5  توسط یه بنده کوچک  | 

ضریح حضرت رقیه (س)

 

 

 

ضریح حضرت رقیه (س)

 

زائران قبر من این شام عبرت خانه است      

 مدفنم آباد و قصر دشمنم ویرانه است

 دختری بودم سه ساله دستگیر و بی پدر  

    مرغ بی بال و پری را زین قفس کاشانه است

 بود سلطانی ستمگر صاحب قدرت یزید   

    فخر می کرد او که که مستم در کفم پیمانه است

 داشت او کاخی مجلل دستگاهی با شکوه    

   خود چو مردی کز غرور سلطنت دیوانه است

 داشتم من بستری از خاک و بالینی ز خشت    

   همچو مرغی کو بسا محروم ز آب و دانه است 

تکیه می زد او به تخت سلطنت با کر و فر  

     این تکبر ظالمان را عادت روزانه است

 من به دیوار خرابه می نهادم روی خود    

   آن سبب شد رو سفیدم شهرتم شاهانه است

 بر تن رنجور من شد کهنه پیراهن کفن    

   پر شکسته بلبلی را این خرابه لانه است

 محو شد آثار او تابنده شد آثار من   

    ذلت او عزت من هر دو جاویدانه است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 4:25  توسط یه بنده کوچک  | 

بیانیه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب

 

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

*انا لله و انا الیه راجعون*

 

با عرض تسلیت عاشورای حسینی به محضر حضرت ولی عصر(عج) و رهبر مسلمین جهان،

آیت الله العظمی خامنه ای (دامت برکاته). دل ما دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد

تهران جنوب مالامال از درد است. امروز که همه ملت شریف ایران از عاشورای حسینی دل

 آزرده و غمگینند و از درد فراق زینب(س) و رنج رقیه (س) به خود می پیچند ، شاهدیم که

عده ای از پیاده نظامهای جنبش سبز اموی در ادامه اهانت به ساحت امام خمینی (ره)، به

ساحت مقدس اباعبدالله الحسین (ع) جسارت کرده و به عزادارانش یورش برده، نمازگزاران

عاشورا را سنگباران کرده، اموال عمومی را تخریب نموده و سرمست از حرکت بیشرمانه

خود، چون یزیدیان در ظهر عاشورا به هلهله و کف زدن پرداختند و با هدایت رسانه های غربی

تقدس زدایی نمودند و دل ملت عاشورایی را بار دیگر چون سپاه عمر سعد لرزاندند واین را

بدانند ما دانشجویان حسینی تا پای جان از نهضت امام حسین (ع) دفاع خواهیم کرد که امروز

 همان روز عاشوراست و ایران کربلایی دیگر.

ما دانشجویان، حسین زمان خود را شناخته ایم و از او چون جانمان پاسداری خواهیم نمود تا

شاهد بنی ساعده و نهروانی دیگر نباشیم.

اعمال ناشایست جنبش سبز اموی بخشودنی نیست و ما هتک حرمتهای پی در پی  این افراد

 بی دین را محکوم می کنیم و فتنه های اخیر را به پیشگاه مقدس امام زمان (عج) تسلیت

عرض می کنیم.

 

باشد که از حسینیان زمان باشیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 21:56  توسط یه بنده کوچک  | 

ماه محرم

       

"هوالمحبوب"

 

یا حسین علیه السلام

ای حضور آسمان در جان خاک یا حسین بن علی روحی فداک
موج ها هرچه تلاطم می کنند پیش پایت خویش را گم می کنند
ای نماز عشق را تکبیر سرخ آیت تطهیر را تفسیر سرخ
ای شکوه آفرینش، ای یقین آبروی مکتب، ای سالار دین
ای امام لاله های نینوا آفتابِ غرقِ خون در کربلا
ای جلال هر چه غیرت، هرچه مرد قوّت بازوی قرآن در نبرد
قوس محرابم، خم ابروی توست خط «انعمت علیهم» کوی توست
آب ها وقتی که توفان می کنند یاد آن لب های عطشان می کنند

حسین اسرافیلی

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 11:4  توسط یه بنده کوچک  | 

روز دانشجو

                                                           "هوالفتاح"

                                     

 

سلام.درسته که  روز دانشجو  نتونستیم بیاییم وبلاگ و این روز بزرگو تبریک بگیم ولی هر وقت ماهی رو از آب بگیریم تازست. پس

                دانشجویان عزیز روزتون مبارک.

خصوصا برای افسران جوان مقابله با جنگ نرم دشمن که با بصیرت و اقدام به موقع،فتنه پیچیده دشمنان در روزهای 16 و 17 آذر را با شکست مواجه ساختند و  به عشق رهبر تو دانشگاهاشون شعار- جنبش سبز علوی  فداییان رهبری ، خونی که در رگ ماست  هدیه به رهبر ماست و . . . - را سر دادند.

 

با آرزوی موفقیت برای همشون.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 11:15  توسط یه بنده کوچک  | 

عید غدیر

 
 
عید غدیر بر محبان علی (ع) مبارک باد.
 
 


                                           *شعر غدير*

 

در غدير خم , طلوع نور بود ----- خم , تجلى گاه  کوه طور بود


کاروانى شد, مقيم آن زمين ----- کاروان سالار, ختم المرسلين


غرق شادى , جمله افلاکيان ----- خرم و سرمست خيل خاکيان


جبرئيل آورد, پيغام از خدا ----- بر حبيب او, رسول مصطفى (ص)


گفت آوردم , به فرمان کريم ----- بهر تو اينک پيامى بس عظيم


امتت را آگه از اين راز کن ----- عقده از کار دو عالم باز کن


داد فرمان خاتم پيغمبران ----- تا به پا شد, منبرى در آن مکان


بر فراز منبر آن , والا مقام ----- کرد حجت بر مسلمانان تمام


گفت پيغمبرص که بعد از من على ----- رهبر خلق و امام است و ولى


پس بخوانيد اى قدح نوشان خم ----- آيه اليوم اکملت لکم


خانه زاد خانه امن خدا ----- شد وصى و جانشين مصطفى


خانه زاد کعبه نورى منجلى است ----- کعبه دلهاى مشتاقان على است

 
خانه زاد کعبه بر دوشش به شب ----- مى برد شام يتيمان عرب


تا مبادا کودکى بى نان و آب ----- سر نهد بر بستر و بالين خواب

 

 

برگرفته از سایت http://jafarfazel

 

"التماس دعا"

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 10:58  توسط یه بنده کوچک  | 

میلاد امام هادی(ع)

 

میلاد با سعادت دهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، شاخه ای برومند از
 
شجره نبوت و شاخساری بالنده از درخت پرشاخ و برگ امامت امام  علی النقی (ع)
 
بر تمام شیعیان مبارک باد.

 

 

امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"...

سلام خدا بر تو اي دهمين پيشواي معصوم! سلام بر درخشندگي کوکب نوراني ات که خورشيد را شرمگين تابش کرد و چشمه هاي آفرينش را لبريز جوشش. در اين روز غم بار و مصيبت زده، آتش سوگمان را مهار کن و دست مهربان و غريب نوازت را بر صفحه دل هامان بکش.
 
امام ابوالحسن علي النقي هادي عليه السلام ملقب به امام " هادي"، دهمين پيشواي شيعيان در نيمه ذيحجه سال 212 هجري در اطراف مدينه در محلي به نام " صريا" متولد گشت.  آن حضرت و فرزند گرامي ايشان امام حسن عليهما السلام به عسكريين شهرت يافتند، زيرا خلفاي بني عباس آنها را از سال 233 به سامرا ( عسكر) برده و تا آخر عمر پر بركتشان در آنجا، آنها را تحت نظر قرار دادند. امام هادي عليه السلام به لقبهاي ديگري مانند: نقي، عالم، فقيه، امين و طيب شهرت داشت و كنيه مبارك ايشان ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم و امام رضا عليهما السلام نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم عليه السلام، ابوالحسن ثاني به امام رضا عليه السلام و ابوالحسن ثالث به حضرت هادي عليه السلام اختصاص يافته است.

پدر بزرگوارش امام جواد (ع) و مادرش بانوي گرامي سمانه است كه بانويي با فضيلت و با تقوا بود. امام هادي (ع) در سن 6 يا 8 سالگي يعني در سال 220 هجري، پس از شهادت امام جواد (ع) به امامت رسيد. مدت 33 ساله امامت امام هادي (ع) با خلفاي معتصم، واثق، توكل، منتصر، مستعن و معتز معاصر بود.
عظمت شخصيت امام هادي (ع) به قدري زياد است كه دوست و دشمن را به اعتراف واداشته است. قسمتي از اين اعترافات مبني بر شخصيت آن امام به لحاظ اخلاقي و بخشي ديگر ناشي از ابعاد علمي آن حضرت و شمه اي، نتيجه كراماتي است كه از آن بزرگوار صادر شده است.

امام هادي (ع) داراي نفس زكيه و عزمي راسخ و همتي عالي بود كه هرگز احدي از مردم را نمي توان در مقايسه با او همتا و همسان دانست.

خداوند به قدرت بي منتها و دانش وسيع خود، گنجينه هايي از دانش خود را بر خاندان رسالت افاضه و موهبت فرموده و ايشان را به زيور دانش آراسته است، اين گنجينه ها، مجموعه اسرار علوم و معارف است كه خداوند آن را دراختيار امامان شيعه كه راهبران حقيقي بشر هستند، قرار داده است.

 

السلام عليک يا ولي الصالحين السلام عليک يا ابوالحسن علي النقي الهادي
 
 
 
 
مرقد مطهر پيشواي دهم- عراق/ سامراء
   
امام هادي (ع) كه در زمره امامان شيعه و از خاندان رسالت است، نيز از ويژگي دانشي گسترده و جامع برخوردار است، طوري كه سمبل هاي دانش و فرهنگ وي، عقول را حيران و انديشه ها را به اعجاب واداشته است.

      التماس دعا.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 4:18  توسط یه بنده کوچک  | 

"هوالنور"

نماز شب را چگونه می خوانند؟

پرسش:
می‌خواهم روش خواندن نماز شب را یاد بگیرم؟

پاسخ:

1. نماز شب و فضیلت آن

الف: از منظر آیات:

 در بین نوافع، نماز شب از فضیلت بیشتری برخوردار است و در قرآن درباره آن تأکید و سفارش بسیار شده است. خدای متعال به پیامبرش می‌فرماید: مقداری از شب را به تهجد بپرداز این برای تو مستحب است شاید خدا تو را به مقام برگزیده‌ای مبعوث گرداند [1]و در تعریف بندگان خاص الهی می‌گوید: کسانی که شب را برای پروردگارشان در حال سجده و قیام بیتوته می‌کنند [2]و در توصیف مؤمنین می فرماید: شبها پهلو از بستر خواب جدا کنند و با بیم و امید خدای را بخوانند و از آنچه به آنها دادیم انفاق کنند، پس کسی نمی‌داند چه نعمتهایی که موجب چشم روشنی آنها می‌شود و در پاداش اعمالشان ذخیره شده است [3]

ب: از منظر روایات: رسول خدا‌ (صلی الله علیه و آله) فرمود: خدای متعال به دنیا وحی کرد که خدمتگزارانت را به تعب بینداز و تارکین خودت را خدمت کن هنگامی که بنده خدا در تاریکی شب با پروردگارش خلوت و مناجات می‌کند خدا قلبش را نورانی می‌گرداند، وقتی می‌گوید: یارب یارب از جانب خدا گفته می‌شود: لبیک عبدی، هر چه می‌خواهی طلب کن تا عطا کنم و خدا به فرشتگانش گوید... شما شاهد باشید که بنده‌ام را آمرزیدم.[4]

و رسول خدا (ص) فرمود: اشراف امت من حاملین قرآن و شب زنده‌داران هستند [5]و هم فرمود: آن قدر جبرئیل درباره نماز شب به من سفارش کرد که گمان کردم نیکان امت من شب را نخواهند خوابید [6]و باز فرمود: دو رکعت نماز در وسط شب از دنیا و ما فیها نزد من محبوبتر است.[7]

آثار نماز شب در روایات:

 امام صادق (ع) فرمود: نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می‌کند، رزق را زیاد و قرض را ادا می‌کند و اندوه را برطرف می‌سازد و چشم را جلا می‌دهد. [8]پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود: نماز شب وسیله‌ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه، نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می‌باشد. بدن را آرامش می‌دهد و شیطان را خشمگین می‌کند سلاحی بر علیه دشمنان و وسیله‌ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال، روزی انسان را توسعه می‌دهد شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می‌شود، چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می‌باشد. در قبر تا قیامت مونس و زائر نمازگزار خواهد بود نماز بر سرش سایه می‌افکند، تاجی برسرش و لباسی بر بدنش می‌گردد، نور پیش رویش حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود، برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می‌باشد زیرا نماز تکبیر است و حمد و ستایش و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا و البته بهترین اعمال خواندن نماز در اول وقت آن است [9]

2 . کیفیت نماز شب

الف: وقت نماز شب: از نصف شب تا فجر صادق (اذان صبح) وقت نماز شب است و نماز شب در سحر از فضیلت بیشتری برخوردار است و تمام ثلث آخر شب سحر محسوب می‌شود و بهترین وقت سحر هم نزدیک فجر صادق است و بهتر از این آن است که نماز شب به تفریق خوانده شود چنانچه این سنت پیامبر (ص) بوده است (یعنی پشت سر هم نخواند و با فاصله بخواند)

ب:‌رکعات نماز شب:‌ 11 رکعت است که 8 رکعت آن (4 نماز دو رکعتی) به نیت نافله شب خوانده می‌شود که شکل آن مانند نماز صبح است [با این تفاوت که اولاً به نیت نافله شب می‌خواند و مستحب است و ثانیاً می‌تواند بلند یا آهسته بخواند] و بعد از آن 2 رکعت به نیت شفع می خواند و در آخر هم یک رکعت به نام وتر بجای می‌آورد.

ج: مستحب است که در قنوت نماز وتر 70 مرتبه "استغفرالله ربی و اتوب الیه" و برای 40 مؤمن دعا و استغفار کند مثلاً 1.اللهم اغفر الامام الخمینی2.اللهم اغفر آیت الله البروجردی3 اللهم اغفر شهید چمران و... و 300 مرتبه الهی العفو بگوید و هفت مرتبه "اللهم هذا مقام العائذ بک من النار"بخواند. البته اگر بعضی از اینها(70 مرتبه استغفار و یا دعا برای 40 مؤمن و یا 300 مرتبه العفو گفتن) را هم بخواند ایرادی ندارد.

و: چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می‌تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند.

ه: اگر وقت کم باشد می‌تواند تنها شفع و وتر را بخواند و اگر کمتر وقت داشته باشد تنها شفع را بخواند.

ج: خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است.

د: برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید.

(با استفاده از تحریر الوسیله ج 1 ص 123 حضرت امام خمینی ره و کتاب خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس) آیت الله ابراهیم امینی ص 281 ـ 279).



[1]سوره اسراء، آیه 79

[2]سوره فرقان، آیه 64

[3]سوره سجده، آیه 16.

[4]بحار الأنوار ج 87 ص 139

[5]بحار ج 87 ص 138

[6]بحار ج 87 ص 130

[7]بحار ج 87 ص 148

[8]بحار ج 87 ص 153

[9]بحار الأنوار ج 87 ص 161، خودسازی تهذیب و تزکیه، ابراهیم امینی ص 279.


برگرفته از : http://www.hawzah.net
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:54  توسط یه بنده کوچک  | 

شعر انتظار

 

 یا ارحم الراحمین

  در سرای دل من        حرفها مانده غریب

 منتظر مانده به ره     تا که آید آن حبیب

باز گویم بهر او        درد غربتهای خویش

 گرچه میترسم ازآن   تا که او هم ننگرد

 بر سیه رخسار من

   یا که لا گوید جواب

       یا که با من صد عتاب

فرهنگی-سیاسی حوزه سیدالشهدا(ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 18:12  توسط یه بنده کوچک  |